تبليغاتX
کودک

کودک

احساس من

سلام دوست جونیامممممممممممم

نمی دونم چرا بلاگفا قاطی کرده

نمی تونم نظراتون رو بخونم یا نظر بدم

همش پیغام میده سرویس در دسترس نیس

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 12:13  توسط کودک  | 

فریدون مشیری:


بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب



+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام تیر 1389ساعت 11:53  توسط کودک  | 

تست کنکور 89!!!!

تست های فرهنگی هنری

هنربیشه معروف سینما؟

الف)محمدرضاگلزار

ب)محمدرضاعلفزار

ج)محمدرضاگندم زار

د)محمدرضا دشت

 

هنربیشه مرحوم سینما؟

الف)رضاژیان

ب)رضاماکسیما

ج)رضافولکس

د)رضاخاور

 

هنربیشه زن معروف سینما؟

الف)هدیه تهرانی

ب)کادوی تهرانی

ج)چشم روشنی تهرانی

د)قابل نداره تهرانی

 

بازیگرچشم روشن سینماوتلویزیون؟

الف)پارساپیروزفر

ب)فارسا فیروزپر

ج)پارساپیروزپر

د)فارسافیروزفر

 

خشایاراعتمادی چه سبکی میخواند؟

الف)پاپ

ب)اسقف

ج)راهبه

د)موبد

 

یکی ازخواننده های مشهور زن دنیا میباشد.ماریا...؟

الف)کری

ب)کوری

ج)لالی

د)قطع نخاع

                                             بقیه اش توی ادامه مطلبه بخونین باحاله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 9:27  توسط کودک  | 

خونه آبجی

سلام هم نفس های من

خوبید؟

الان داشتم نظر می ذاشتم واستون

چندتا نوشته های دلگیرتون رو خوندم

خودمم زمینه اش رو داشتم اما با خوندن اونها انگار جرقه زد

می گن با یاد خدا دلها اروم می گیره(اینو ببین چه ارامشی داره)

خدایا دلامون رو آروم کن.آمین

دیروز ۱روز بد داشتم

شاید بد نه

شاید بشه گفت ۱مبارزه داشتم

بین دل و عقلم

رفته بودم خونه آبجیم

وای که من چه قدر از اون محله خاطره دارم

وقتی چند روز قبل بم گفت بیا هم رو ببینیم

بش گفتم نه

آخه به نظرم کار درستی نبود

که چی آخه

 خیلی وقته که دوستی ما تموم شده

چه دلیلی داره هی اینو می گه

اگه واقعا می خواست بام بمونه همون روزا همه چیو با دروغاش خراب نمی کرد

چه قدر ساده بودم

همیشه فکر می کردم یک کودک خیلی باهوشم

اما مثل اینکه خیلی هم احمق بودم

زود و خیلی بچه گانه حس کردم دوسش دارم

می دونید وقتی خونه ابجیم بودم همش از پشت پنجره خونشون رو نگاه می کردم

اونجایی که وایسادیم اون شب صحبت کردیم

چه حماقت هایی

دلم داشت می ترکید

خیلی هواشو کرده بودم

اما جلو خودم رو می گرفتم که سمت گوشیم نرم

به خدا خیلی سخت بود

خدایا چرا پاک نمی شه از ذهنم؟

اون همه سال درس خوندم اما هیچیش یادم نمونده!!

اون وقت این دوستی کوتاه انگار ول کنم نیس

ببخشید اما الان خیلی دوس دارم بنویسم

برو گمشو عوضی نامردددددد

شاید بعدا این چند خط رو پاک کنم

واسم دعا کنید

دوستون دارم

Hanging

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 11:12  توسط کودک  | 

سلام عزیزتر از جان ها Flower

خیلی وقته سر نزدم نمی دونم چه جوری باید شروع کنم

اول بگم که خدایی دلم تنگ شده بود واستون

دوس داشتم بیام اما انگار ۱ جورایی واسه خودم محدودیت و شرط گذاشته بودم

این روزا خیلی اتفاقهای جالب و عجیبی واسم افتاد

ولی اینقدر جریانش پیچیدست که

می ترسم با گفتنش نه بتونم منظورم رو برسونم

و هم اینکه حوصله تون سر بره

الان ۲ ساعتی هست اومدم تا تک تک نظراتون رو جواب بدم

نمی دونین چه قدر خوشحال می شم وقتی نظراتون رو می بینم

اما خدایی قول می دم که دیگه زود زود آپ کنم

مواظب خودتون باشین

به قول عمو غلی بای تا های

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 10:33  توسط کودک  | 

سلام به روی ماهتون

خوبید دوس جونیای من؟

ببخشید که بی خبر رفتم

نیکی جونم

نوش آفرین جونم

حمید بابایی

عموغلی جون

سایه جون

و همه ی اونایی که واسم نظرای قشنگتونو گذاشتین

خواستم تک تک بیام پیشتون اما نشد

خیلی دوستون دارم

وقتی ناراحت بودم

وقتی خوشحال بودم

همیشه کمکم کردید

این یعنی دوستای خوب

قول می دم تا ۱ماه دیگه بشم مثل قبل

واسم دعا کنید

مواظب خودتون باشید دوست جونیای من

می آم دوباره Heart Smile

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 11:13  توسط کودک  | 

سلام دوستای من

یک خبر خفن که شاید باورتون نشه

دیروز ساعت ۱ تا ۲ بود که گوگل هم فیلتر شد

احتمالا دست اپراتور اشتباهی خورده بوده

چون بعد از یک ساعت از فیلترینگ در اومد

خدایی موندم دیگه چیو فیلتر نکردن؟

فکر کنم تا سال دیگه فقط سایت قرآن بمونه که میشه آزادانه توش چرخید

البته بجز سوره ی نسا که اونم حتما از قلم فیلتریها نمی افته

بی خیال حرص نخورم زود پیر می شم

با حرفای منم که راهی به دریا نمی رسه

به امید روزی که...

بی خیال الان وبلاگ منم می ترکونن

بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 11:11  توسط کودک  | 

قوانینی که پیش از مرگ نیوتون وقت نشد آنها را به جامعه اثبات کند ( خفن )

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. 

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد. 

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد. 

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند. 

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
 
 اگه مث این آیکنا خندیدی نظر یادت نره عزیزم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 11:48  توسط کودک  | 

سلام داداشی

چه قدر دلم واست تنگ شده

دیروز که داشتم به بچه ی الهام نگاه می کردم

به خودم گفتم اگه تو هم بودی الان حتما زن گرفته بودی و ۱نی نی خوشگل مثل خودت داشتی

خدایااااااااااااا آخه چرا؟

خسته ام از این همه سوالایی که چند ساله تو ذهنم دارمشون و هیچ کس نیس که جوابمو بده

داداشی هیچ وقت حس نکردم که رفتی

همیشه منتظرتم

داداش مگه من بد شدم که دیگه بم سر نمی زنی

چرا تو خوابم نمی آی

مگه نمی بینی چقدر دلم تنگته

یادمه بم می گفتی آبجی عدی مهربون

جواب مهربونیام این بود؟

چرا نمی آییییییی؟؟؟؟؟

مگه نگفتی دانشگاه قبول شم واسم سوپرایز می آری

من که درسمم تموم شد

حتی خودتم نیومدیییییییی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 9:41  توسط کودک  | 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند

 پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود.

 دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

 اسراف محبت است

( دکتر علی شریعتی )

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 8:36  توسط کودک  |